سلام من اوام۲۷ سالمه ۴ داداش و یک خواهر دارم به تر تیب اوش۳۴آیین۳۲ ساله ارش۲۹ ساله وارمان قل من۲۷ ساله ارزو هم۲۰ سالشه بریم سراغ خاطره ارمان دیروز یک نفر ترقه که نه بمب اکلیل سرنج(پلیس گفته شانس اورده زندس اکلیل سرنجه نصف توپ فوتبال بوده) انداخته بودن زیر ماشینش و ماشینش منفجر شده بود امروز بعد سر زدن به ارمان رفتم بخش که پیج شدم وقتی رفتم یک دوختر پنج ساله اورده بودن ترقه دوقدمی پاش ترکیده و بخاطره صدای ترقه گوشش خونریزی کرده(چیزی که خانوادش میگن)نمیزاشت کسی بهش دست بزنه منم که عشق بچه همرو کردم بیرون بعد از کلی حرف زدن رازی شد تا گوشش رو ببینم وقتی معانش کردم دستم خورد به پاش یک جیغ بنفش کشید وقتی شلوارشو زدم بالا پاش سوخته بود سری دکتر سوختگی و یک متخصص گوش صدا زدم و بعد معاینات ما سه پزشک رفتم بیرون خانوادش صدازدم با عصبانیت گفتم ما انقدر احمقیم که فرق یک ترفه ی کوچیک با یک ترقه بزرگ ندونیم طوری داد میزدم حرکی اونجا بود نگام میکر اخه بخاطر دیشبم عصبانی بودم مانی(نامزدم)اومد منو فرستاد برم خودش رفت با خانواده ی بیخیال حرف زد دکتر سوختگی گفت سوختگی سطحیه و باید شست و شو شه دختر بیچاره انقدر جیغ زد که دیگه صداش نمیومد دکتر سوختگی برای اینکه زخم عفونت نکنه یک شب تحته نظر دارتش دکتر گوشم گفته خدارو شکر پرده ی گوش آسیب ندیده مراقب باشید