خاطره اقا ماهان عزیز
سلااام خوبین 😊چه خبر 😅یه عروسی افتادم جلو😆😂ارتین که میشناسید😁ارونا هم فکر کنم بشناسید 😐نمیشناسید؟خواهر شوهر ستاره😎خواهر محمد 😌هفته دیگه من تهرانم😍این وروجک ها رو هم میبینم😅قربونشون برم😍اگه بیام واسه عروسی ارتین 😊میریم خواستگاری هم 😌🙈تروخدا خجالتم ندین 🙈میخواستم سوپرایزتنون کنم که ستاره گفت 😐ولی الان نمیگم کیه 😅ولی میشناسیدش و دکتر و پرستار هم نیست 😊 و اما خاطره که مال پارسال یه روز تو بیمارستان بودم قشنگ سه روز نخوابیده بود و خیلی خسته بودمو بیمارم نبود که دیدم علی اومد داخل (یکی از دکترا ها که میشه گفت دوستیم)که علی به ماهان خان میبینم انرژیت تمام شده 😅من علی حان بچت بیا همین یک ساعت بجام وایسا که دارم میمیرم فردا هم باید برم
درس بدم 😭علی یه شرط داره 😜من بگووووو 😓علی فردا شب باید بیای مهمانی حمید رضا 😊من حرفشم نزن 😡(مهمانی نبود و بیشتر به پارتی میخورد و من بدم میاد از این جور جاها😲)نخواستیم بابا این یه ساعتم میمونم تو هم برو بدرک 😡علی بابا خو نیا پ چرا ناراحت میشی ☹بیا برو خونه خودم هستم بجات 😚مننخواستیم باباا که یه بیمار اومد با اخم معاینش کردم که واقعه ان حالش افتضاح بود اخمم شدید تر شد که ترسید ( اگه تو این وبی شرمنده بخدا خسته بودم و اعصابم داغون )که گفتم امپول باید بزنی که بدبخت هیچی نگفت و نسخه نوشتم دوید رفت 🙃🙈علی هم هرچی اسرار کرد برو نرفتم فرستادمش تو بخش این یک ساعتم بزور وایسادم یعنی وقتی شیفت تمام شد احساس کردم دارم بال در میارم🤣🤣 یه هوای خنکی هم خورد تو صورتم 😁حالم بهتر شده بود ولی خیلییی خوابم میومد 😭که سوار ماشین شدم هرجوری بود خودمو سالم تا کوچه رسوندم که یه لحظه فقط یه لحظه چشمام گذاشتم رو هم 🙈🙈(بخدا خسته بودم و بزور چشمام باز میشود )که با یه صدای وحشتناکی که سرم محکم خورد به فرمون و تماام 😌صدا ها رو میشنیدم ولی نمیتونستم چشمام مو باز کنم و بعد از ۵ دیقه دیگه واقعه ان بیهوش شدم 😅وقتی بهوش اومدم چشمامو باز کردم 😊یعنی اصلا درد نداشتم 😁😁و هیچکسم پیشم نبود 😢که دیدم در باز شد 🤗ستاره با چشای اشکی 😢اومد داخل وقتی منو دید یه جیغ کشید 😁(کلا ستاره هرچیزی که خوشحالش کنه میگه واایییی از هرچیزم حرصش بگیر جیغ میزنه 😁😁محمدگوشات مشکل پیدا نکردن 🤣🤣🤣)که محمد اومد داخل 🤣🤣😊که ستاره افتاد روم 😍و گریه 😓که اخم رفت هواا 😅که محمد ماهان خوب استراحت کردی هااا 😁من من الان کجام این کیه (میخواستم اذیتشون کنم 🤣🤣😂)اصلا من کیه ام شما کیه اسم من چیه😁قیافه ستاره دیدنی بود 😅🤣🤣که ستاره با گریه ماهاااان منم ستاااره محمد 😢نکنه حافظشو از دست داده 😭😭من اه ستاره تویی تو همون شری بودی که همیشه داداشت اذیت میکردی🤣😂وبازم قیافه ستاره دیدنی بود 🤣🤣که با گریه گفت کوفت بیتربیت منو بگوو از اون سر دنیا با گریه اومدم پش تو بعدتو که دکتر اومد گفت به اقای دکتر خوبین 🤗بستریتون کردم گفت میدونستم خیلی خسته این و ضیف شده بودید وگرنه خداروشکر هیچتون نشده بود 😁که فقط چندتا تقویتو باید بخوری هاا😐چون خواهر و شوهر خواهرت خیلی اذیت کردی من 😢محمد😁ستاره😅دکتر 😆 که خداحافظی کرد رفت و ۵ دیقه بعد پرستار با سه تا امپول اومد 😒که گفت برگرد اقای دکتر اینقدر جدی گفت که خفه شدم😁😂 اماده شدم وبرگشتم که سریع پنبه کشید و فرو کرد که درد زیاد نداشت🤗و بعدیتا زد احساس کردم دارن پام قط میکنن که گفتم ایییییییی اخ که گفت ساکت الان تمام میشه😲 یعنی باز خفه شدم 🤐🤐که کشیدش بیرون و بعدی که واقعه ان درد داشت سفت کردم که راحت کشیدش بیرون باز زدش که دادم رفت و هوا 😣و اینگونه بود من سه تا تقویتی زدم و فرداشم رفتم کلاس که واقعه ان دیوونم کردن😑خدا صبر بده به همه معلما😊
🌷قربون چشاتون 😙
🌷دختره میفته تو دریا میبینند کوسه کاریش نداره ،
از کوسه میپرسن چرا نخوردیش میگه پارسال یه دختر خوردم اینقدر کرم مالیده بود ،
که هنوزم اسهال دارم....... !!!😂😂😂
🌷يه عطسه کردم😱🤕
سريع رفتم قرص خوردم🏃
سوپ درست کردم🚶
آب نمک قرقره کردم😚😚
وقتي داشتم آب جوش ميخوردم ويروس اومد بيرون
گفت: "باشه...آروم وحشى!!خودکشي نکن،خودم ميرم!🏃😂
🌷بچه ها من خیلی عجولم بعد تا وقتی که خاطره اپ بشه من روزی ۱۰۰۰ بار اومدم ببینم اپ شدده یا نه مهدیه ببخشید که هی بت میگم خاطره رو زود اپ کن🙈🙈
🌷در اخر شادو پیروز باشید