خاطره نگار جون
سلام دوست جونیا
شبتون بخیر
خوبین؟؟؟
نگار هستم ۲۵ از کرج
واااای که چقدر دندون درد بده
خب بریم سراغ خاطره من که داغه داغه و برای دیروز
من شب خوابیدم سالم صبح بیدار شدم با دندون درد ی دو روزی تحمل کردم ولی جواب نداد هرچی مسکن میخوردم خوب نمیشد دیگه دل و زدم به دریا و رفتم دندانپزشکی وااای که چقدر محیطش بد بود صدای دستگاه صدای گریه ی بچه ی محیط خیلی بدی داشت حدود نیم ساعت منتظر موندم تا نوبت بشه و برم پیش آقای دکتر وقتی رفتم دیدم ی آقای دکتر خیلییییی جوون و خوش اخلاق اومد و دندونامو نگاه کرد و گفت که عفونت کرده و برام دارو مینویسه رفتم داروخانه دیدم چشمتون روز بد نبینه دوتا پنی سیلین ۸۰۰ و ی پنی سیلین ۱۲۰۰۰۰۰ 😢😢😢 منم که تا الان هیچکدومو نزده بودم و تجربه نداشتم هیچی دیگه تنهایی با پای خودم رفتم سمت درمانگاه و تزریقات 😔😔😔 چون تنها بودم جرات نکردم ۱۲۰۰ بزنم عین ی دختر خوب رفتم ی پنی ۸۰۰ دادم به مسوول تزریقات و اول واسم تست کرد که خیلی درد نداشتم ده دقیقه نشستم و بعد خانوم اومد جاشو دید و گفت مشکلی نداره بخواب منم در شرایطی که تموم تنم میلرزید دراز کشیدم شلوارمو ی کم دادم پایین و خانومه اومد پنبه کشید و گفت ی نفس عمیق و تا بیام نفس بکشم زد و ی ای گفتم و شروع کرد به تزریق فقط ی لحظه اخرش دردم گرفت و تا بخواد صدام در بیاد کشید بیرون دیگه ی کم جاشو ماساژ دادم و اومدم خونه امروز هم باید میزدم ی امپول میزدم با دوستم رفتیم درمانگاه دیدم سر راه واسم لیدوکائین خریده که با این بزن ۱۲۰۰ رو درد نگیره زیاد هیچی دیگه رفتیم درمانگاه دوتایی دوستم موند بیرون من رفتم دراز کشیدم و خانومه اومد باز گفت نفس عمیق و تا بکشم فرو کرد نیدلو و موقع تزریق درد زیادی نداشتم ی درد خیلی کمی داشت و سریع تموم شد و کشید بیرون منم ی چند ثانیه خوابیدم و بعد پاشدم رفتم بیرون ولی بعد از یک ربع خیلیییی درد گرفت الانم اصلا نمیتونم به اون سمت بخوابم خیلی درد میکنه حالا ایشالا امپول فردا رو هم تعریف میکنم براتون ببخشید اگر بد نوشتم اخه از صبح سرکار بودم خیلی خسته ام الانم ی چشمی نوشتم خیلی دوستون دارم مرسی که برام کامنتای قشنگ میزارید منتظرم که کامنتاتونو بخونم ببخشید که نمیتونم جواب بدم واقعا خیلی سرم شلوغه شرمنده ی تک تکتون هستم