سلام خوبین ؟؟یاسمنم  به قول دوستان خواننده خاموش بودم امروز روشن شدم 😂😂بعله بریم سراغ معرفی من یک عدد فرد کنکوری نظام جدید هستم😭😭😭ومادرم معلم و پدر کارمند 😊
وتک فرزندم خیلی دوست داشتم یه برادر بزدگتر از خوم داشتم😢ولی نشد دیگه😢😁 خب بسه فک کنم دیگه شناختین بریم برا خاطره :پارسال مهر بود کلاس شیمی معلم ماهم واقعا سخت گیر یعنی میرفتی پای تخته از استرس نمیتونستی حرف بزنی یاچیزی بنویسی😶
از شانس گند منم منو صدا کرد پای تخته خونده بودما ولی باز اون استرس کارمو ساخت خلاصه پرسش شد منم کامل جواب دادم ۲۰شدم😍اومدم بشینم همینکه نشستم سرگیجه گرفتم اصلا نمیتونستم چیکار کنم گفتم خانم سرگیجه دارم گف چیزی نیس خوب میشی!😒😒آخه این حرفه میزنی دیگه گذشت که خوب نشدم هیچ بدترم شدم دیگه اخرش جیغ زدم معلممون ترسید به یکی ازبچه ها گف برین مدیرو صدا کنین مدیرم یه جوری اومد فکر کرده بود برا معلم یه چیزی شده!😂😂😂😂بعد فکر کرده من کم گرفتم اینجوری شدم میگه اخه ۲۰ شدی پس چرا اینجوری اخه نمره چیه بخاطرش استرس میگیرین 😁
(به قول یکی از معلممامون نمره زینت دفتر نمره اس😂😂)بگذریم
خیلی ترسیده بود معلممون به یکی از بچه گف یکی اب قند بره بیاره اوردن به زور به من دادن خوردم اصلا حالم خوب نبود کلاس دورم میچرخید محکم مدیرو گرفته بودم دوستان همه تو شُک بودن نمیدونستن چیکار کنن دیگه منو بردن نماز خونه خوابوندند معاون ومدید هردوتاشون شکلات میذاشتن دهنم نمیذاشتن قبلیو بخورم بعد از بس استرس داشتن دیگه مامان اومد همینکه به زور سوار  ماشین شدم ببخشید گلاب به روتون حالم بد شد مامان زود برد خونه فشارمو گرف فک میکنین چند؟😱😱۱۵رو ۱۰😶😶😶
بعله فشارم رفته بود بالا مامان ابلیمو داد بهم مامی زنگ زد به ددی اومد رفتیم دکتر دکتر هم یه پیرمرد ۶۰ساله بد اخلاق که نذاش مامان شرح حال بده گف خودش بگه 😒😐اخه دکتر گرام من اونجا دارم میمیرم چی بگم البته اینم بگم(قبل رفتن به دکتر رفتیم درمانگاه اونجا هم سه بسته استامینوفن دادن برا فشارم😂😂😂😂😂اخه چه ربطی داره )خب من شرح حالو دادم بعله گوش میانی ام عفونت کرده بود دکتر گرام هم ۶تا فک کنم B6نوشت با قرص بتاهیستین و سیناریزین مابرگشتیم خونه .قرصارو خوردم یکم حالم جااومد مامی گف اع  امپولات موند !😆بعله حالا اینم من😖😖😣😣😧 رفتیم تزریقاتی یه خانوم بود گف دمر شو با استرس و ترس نمیتونستم دکه شلوارو باز کنم دیگه خوابیدم لعنتی پنبه کشید و گف سفت نکن وقتی زد سفت کردم واییییییی یعنی مردماااا😭😭هی آییی و.میگفتم بسه میسوزه .. ولی مگه تموم میشد اخر سر گریه کردم تموم شد کشید بیرون من نمیدونم این ویتامینا چی دارن اینجورین اخه!😠😠اه 
بله برگشتیم خونه گفتم من دیگه نمیزنم مامی هم گف خیر تا اخر میزنی ازمن انکار‌ از اون اصرار دیگه موند و موند ومن هر دفعه به قولا پیچوندم نزدم😂😂😂 😌😌😌😌😌😌ولی سال دیگه اش که اتفاقای بدی بخاطر این نزدنام افتاد که اگه خواستین میگم😉
♥️پ.ن1:خاطرات دکتر پارسا ومهرسام ومهرزاد و بقیه دوستان به خصوص هیلدا جونو اقا شهرام و آنیس جون و نیایش جونممم♥️....اسماتون یادم رف🤦‍♀خیلی خوبن👏👏 دوستتون دارم خیلی زیاد😍😍😘
♥️پ.ن2:تورو خدا دعاکنین امسال رشته خوبی قبول شم خودم دارو سازی و پزشکی دوست دارم نمیدونم اخرش چی میشه!😔😔😔😢
♥️پ.ن3: من از طریق کانال میام برا همون نمیتونم به خاطراتتون نظر بدم ولی همش عالین

♥️پ.ن 4:بازم امپول زدم همین دوسه روز پیش خواستید تعریف کنم 
پ.ن۵:ممنون که خوندین به بزرگی خودتون ببخشید اگه بد شد اولم بود که مینوشتم♥️
واگه ممکنه نظراتتون رو زیر خاطرهتون بگید (مال منو)چون تو وب نیستم😁
موفق باشید 
یاعلی 👋