1.سلام به همه امیدوارم حالتون خوب باشه
من از طریق دخترعمم با این وب اشنا شدم و میخوام ب عنوان عضو جدید قبولم کنین😅😁و اینم بگم هیچ وقت نمیتونم توی تایپ خودمو ثابت کنم تا حالا ایکارا نکردم اگه بد شد دیگه درجریان باشین☺️☺️
1. یاسمن هستم ک اسمای مختلفی دارم😅اکثرا بهم میگن یاسی مخففه راحتن😂بابام فقط با بقیه فرق داره بهم میگه داتی (وقتی نی نی بودم میگفتم من داتیم نمیتونستم اسممو تلفظ کنم) ولی از بچه های کلاسم نگم ک بهم میگن یاسی کوشولو😂چون ی دوست دارم اونم اسمش یاسمنه ولی از نوع درازش واسه همین ب من میگن کوشولو😂😁
حالا بگذریم از اینا 17 سالمه امسال کنکور تجربی دارم😬😬😬😬😬😬 یه داداش 14 ساله دارم نگم براتون اینقد ک با هم دعوا میکنیم منتظرم مامانم دوتامونو از خونه بیرون 2.کنه(مطمئنم ایکار نمیکنه هااااا ولی خیلی دعوامون میکنه میگه زشته براتون ایکارا 😂) 
خب از خاطرم واستون بگم😋😋😋
اقا یه روز من سرما خوردم از اون بلاهای اسمونی واسه مامان بابام نازل شد یادم ک میاد خندم میگیره میگفتم  مامان گلوم درد میکنه مامان بدنم درد میکنه تمام مکالمه های من و مامانم همین  بود بابام گفت با ای کارای تو مشخصه خیلی حالت بده بریم بیمارستان لازمه بگم از اینا هستم مریض میشم همه باید جلوم تعظیم کنن
  3. من خیلی حس ششمم قویه و هر چی هم حسم بگه انجام میدم وقتی وارد بیمارستان شدیم حسم بهم گفت امشب سرم میزنی واسه اولین بار و همین جورم شد😬😬😬برعکس همیشه خیلی خلوت بود 
زود  نوبتم شد و رفتم داخل سلام کردم دکتر گفت چته عزیزم شروع کردم به گفتن😂اقای دکتر سرم خیلیییی دردمیکنه اقای دکترررر گلوم خیلیییی میسوزه وااای بدنم درد میکنه حال ندارم وسطش یهو یادم اومد گفتم اقای دکتر تا یادم نرفته واسم گواهی بنویس مدرسه نرم😂😂واسه ی سرماخوردگی تا ی هفته مدرسه نمیرم کللاااا زورم میرسه😂😁
4. اقای دکتر گواهی نوشت و حسمم ب واقعیت تبدیل کرد گفت دخترم با این حالت باید سرم بزنی😬😐نمیخوام بگم  ترسیدم چون من خیلی شجاعم کلا بترسم و حس ترس داشته بتشم  نمیگم چون کم نمیارم ژن کم اوردنو ندارم😂😂😂ولی خب تجربه نداشتم هیجانم داشتم ک سرم چجوریه درد داره؟ نداره؟ 
5. رفتم توی اتاق تزریقات خانم پرستار بهم گفت روی تخت دراز بکش منم واسه حرفی داشته باشم گفتم میشه اروم بهم بزنین من اولین بارمه گفت باشه عزیزم همکارم خیلی وارده میگم اون واست بزنه تشکر کردم و روی تخت خوابیدم🙄☹️
استین دست چپمو زد بالا ک واسم سرم بزنه چشمم و بستم و سرم برگردوندم ی کوچولو درد گرفت گفت اخخخخخی عزیزم نشد😐😐😐بزار پشت دستت امتحان کنم😐😐منم ک موش ازمایشگاهی چاره ای نداشتم قبول کردم اقا این دفعه آنژیوکت رو توی دوستم شکوند😐😐😐به روش خودشون 6.بیرون اوردن من نمیدونم ولی خیلی وحشتنتاک درد داشت😂😅بابام رفت داروخونه بازم آنژیوکت خرید ک سوراخ سوراخم کنن 
پرستاره ک بدم میاد ازش حتی الان گفت  بچرخ  دستت چپت نمیشه سرم بهش وصل شه دست راستتو بیار منم بلند شدم دست راستمو و در اختیارش گذاشتم نابودم کنه😐😬این دفعه میخواست حرفه ای عمل کنه مثلا😐😑(یادم ک میاد نابود میشم😅😂) دستمو محکم با یه چیزی بست ک رگم 7.مشخص بشه اسمشو نمیدونم☹️☹️ و هی ب دستم ضربه زد ضربه زد تا اینکه نفهمیدم کی سرم بهش وصل کرد با این کارش فقط میخواستم خوب شم و برم خونه اصلا دردش از یادم رفته بود یکم ک گذشت  حس میکردم دستم درد میگیره لحظه به لحظه وقتی نگاه کردم دیدم ماشالااااااا چ ورمی کرده دستم😑😐این دفعه آتژیوکت توی رگ نبود زیر پوستم بود🤔😬همون لحظه تب سرد کرده بودم ک از سرما میلرزیدم😭سریع سرم از دستم خارج کرد و پرستار مرد صدا کرد تا بهم سرم بزنه همه اینا چن ثانیه هم طول نکشید اخه بیچاره خیلی ترسیده بود اقا پرستاره اومده بود بالا سرم هر چی میپرسید میگفتم نمیدونم😂 این اقا بالاخره بعد از چقد سوراخ سوراخ شدنم  موفق شد که بهم سرم وصل کنه (البته بعدا فهمیدم اونجا رگ عصب رد میشده چقدددد بد بوده 😐😐) وقتی مامانم و داداشم دیدن پرستاره اومد عقب داداشم گفت شد؟ گفت اره بعد مامانمم پرسید ک شد؟ 😂😂😂گفت اره قبل از اینکه کسی حرف بزنه گفت باباش کجا هست تا بگم سرم دخترش وصل شد نخواد بپرسه 😂😂😂خلاصه من چقد درد تحمل کردم و بعد از سوراخ سوراخ شدنم واسه اولین بار سرم زدم حدود نیم ساعت سرم نکبتی تموم شد و از اونجایی ک یخورده لوسم😊😊😊مامانم کفشمو پام کرد منم دیگه رفته بودم جنگ دستمو خم نمیکردم بخوام بندشو ببندم یا شالم درست کنم همین جور شلخته پشت سرشون راه افتادم اونا هم بخاطر من چقد اذیت شدن خودم دیگه نگم نابووووود شدم😬😬تا ی هفته هم چسب رو دستم بود