دیدین چقد همه از وضع مملکت مینالن؟هرکی میرسه میگه ایران جای زندگی نیست و جلوی موفقیتامونو میگیره و از این حرفا؟

تا چند وقت پیش هرکی از این چیزا بهم می گفت می زدم تو دهنش می گفتم تو اگه قرار بود چیزی بشی همینجا می شدی اول یه تلاشی بکن بعد بگو بهت بها نمی دن ولی به نظرم جدا از جنبه ی بسته بودنه دست و بالمون تو زمینه کار و تحصیل که خودم به شخصه بهش اعتقادی ندارم و می گم که هر کسی توی هرجایی از دنیا می تونه موفق باشه واقعا دیگه این مملکت جای زندگی نیست دیگه چشمام بازه،می بینم که واسه پنومونیه ریه می رم بیمارستانه تخصصیه ریه به ظاهر درمان میشم سری بعد همون پنومونی میشه عاملِ اِدِم ریه و توی همون بیمارستان،فوق تخصص ریه تشخیص آسم میده و درمانو با تشخیصه غلط شروع می کنه.من شانس آوردمو یه پزشکه دیگه به دادم رسید و گفت این ریه اِدِم کرده تکلیفه اونایی که تو اوراژنس جلو چشمامون چند روزی سرپا بودن و آخرم خبر فوتشون به گوشمون رسید چیه؟

می دونین چرا دارم ربطش می دم به داغون بودن وضع مملکت؟

چون یه روزی یه سری آدمه دلسوز و شجاع با خلوص نیت رفتن جنگیدن واسه کشور و مملکتشون منم خودم به شخصه خیلی واسشون ارزش قائلم اما الان بعد چندین سال واسه اینکه نبود اونها رو یه جوری برای بچه هاشون جبران کنن حق بچه های عادی و ضایع می کنن نتیجه اش میشه یه سری کادر درمانه بی سواد که توانایی تشخیص ساده ترین چیز ها رو هم ندارن😏😑قصدم توهین به کسی نیست خیلی هاشونم از صد تا دکتر مهندس قوی تر و فهمیده تر هستن اما متاسفانه کشورمون داره به سمت بی سوادی میره😔.

کاش فقط اینا بود نگم از وضع رسیدگیشون که حتی داروهای بیمارستانی مثل سفتری اکسون هم همراهِ بیمار باید از بیرون تهیه می کرد.

تازه یه هنر دیگشونو براتون تعریف کنم:تو پرونده ی من زده بودن نمونه برداری از خلط انجام شده،شوهر خواهرم رفته پیگیر شده که اگه انجام شده نتیجه اشو می خوام ببینم،گفتن نمونه نگرفتیم که ما چه جوابی؟فرزاد گفته پس چرا اینجا زدین انجام شده؟گفتن چون ما لوله فالکون نداریم نمی تونیم نمونه برداریم برای اینکه برامون داستان نشه الکی می زنیم انجام شده.و بابای من مجبور بود حتی تجهیزات ازمایشگاهی هم از بیرون بخره و بیاره،تازه بماند که من شوهر خواهرم پزشکه و اونجا اشنا داشت و باز هم رسیدگیشون با این وضع بود ببینید اوضاع بقیه مردم چی بوده دیگه.

از رفتارای زشتشون و جنگ اعصابایی که هر روز باهاشون داشتم که نگم اصن،فقط و فقط چون تنها بیمارستان تخصصی ریه بود و دستگاهاشون رو جای دیگه نداشت مجبور بودم اونجا بمونم مجبووووووووور😥.

 

روزای خیلی تلخی رو تجربه کردم وضعیت سلامتی ای که معلوم نبود به دست اونا قراره چی بشه از یه طرف ناراحتم میکرد مردمی که از شهرستان های دور اومده بودن به امید این که تو بیمارستان تخصصی ریه درمان شن اما حتی پذیرش نمیشدن و خیلی بد باهاشون رفتار میشد مثل کوه غمی شده بود که رو دوشم سنگینی میکرد...

هم تختیم به سختی نفس میکشید ۴روز با اون وضعیتش تو اورژانس سر پا بود و جای نشستن هم نداشت و حالش به خاطر اون شرایط بد تر شده بود از اردبیل اومده بود و کسیو نداشت۳ روز تو بخش بود تا شاید یه تشخیصی برای بیماریش بِدن اما هیچ جوابی بهش ندادن اسکن ها و آزمایشاشو داد به فرزاد که ببینه دید فاکتور های کنسر داره!

اما فرزاد چی میتونست بهش بگه وقتی متخصص هاش نگفتن جز این که بیرون برو پیش متخصص و نظر اونا رو هم بپرس! فرداش با توجه به اینکه نتونستن تشخیص بدن دیدن دردسره براشون مرخصش کردن رفت شهرستانش!!!

واقعا آدم میتونه چی بگه؟!؟ چی کار کنه؟!؟ به خاطر رفتار بدشون به مسئولینشون تذکر دادیم اما مگه فایده ای هم داره؟!

من معمولا لحظات غمگین رو به اشتراک نمیذارم چون به اندازه ی کافی هممون تو دنیای واقعی غم و غصه داریم حداقل یه لحظه گوشی دستمون میگیریم دور بشیم از اون فضا دلمم نمی خواست اینجوری و با این خاطره وارد جمعتون بشم اما بد نیست بدونیم تو چه بیابونه بی آب و علفی زندگی می کنیم😔

 

پ ن:اول غرغرامو کردم حالا بیاید با من آشنا شید🤦‍♂️‍😁😂

من آیسانم ۱۹ سالمه و دانشجوی ترم ۳ گرافیکم😊تو شرکت پدرم یه ریزه کاری هایی می کنم اما فکر نکنم شاغل به حساب بیام🙄دائم المجردم یا به قول بابا:ترشیده ی گوگولی😁😂یه خواهر بزرگتر از خودم دارم که یک ساله با فرزاد جان عروسی کرده و خودش هم دانشجوی داروسازیه،آیلار افتخار خاندانمونه😁🙂.و اما تمومی نداریم که مامانم در لحظه های واپسین مرگ آخرین دخترشم پس انداخت و آیسو ی چهار ساله در حال حاظر زیر دست من بزرگ میشه🙄😁. 

پ ن:بیاین یه کار خوب یاد بگیریم👍:

مشخصه که همتون از سطح فرهنگ بالایی بر خوردارین و شاید چیزی که می گم رو خودتون از خیلی وقت پیش عملی کرده باشین و حرفای من جنبه یاد آوری داشته باشه اما بیاین برای کمک به بازیافت زباله و بچه های خودمون که قراره تو ی این کشور زندگی کنن از این به بعد تفاله های چایی و ته نشین های قهومونو داخل خاک گلدون یا توی باغچه هامون بریزیم.مطمئن باشید با این کار کوچیک یه کمک بزرگ کردیم و حتی گل های قشنگمونم با کود طبیعی جون تازه می گیرن😊👍

مخلص همگی آیسان🙋‍♀️