خاطره فاطمه جان
خب سلام من بازم اومدم فاطمه هستم همونی که شیشه ترکید تو دستش😂😂
خب این خاطره مال همین دو سه هفته پیشه البته فک کنم اولین روزی که اعلام کردن هوا الودست و مدرسه ها تعطیله من یه داداش دارم که عاشقشم خیلی خوبه خب بریم سراغ خاطره
خب پسرخاله مامانم گوشی فروشی تو سینما چارسو داره بعد من و داداشم رفتیم پیشش که گلس و شارژر برای توی ماشین که تو جا فندکی میخوره اونو بخریم و اینکه منم شارژر لپ تاپم پوکیده بود اونو بخریم من بعد از خریدامون گیر دادم الا بلا منو ببر سینما هیچی داداشم هی سربه سرم میزاشت میگفت نه ولی من فک کردم واقعیه بعد دیدم داریم میریم سمت طبقه سینما اقا ما رفتیم مطرب رو دیدم علاوه بر اینکه یه سری جاهاش منحرفانه بود که هیچی کلی هم خندیدم😂😂من و داداشم اومدیم خونه من شبش تب کرده بودم مامانم میگفت گرمی من میگفتم من میگفتم نه من خوبم تو دستات سرده بابامم میگفت هیچی سر همون مامانم درجه گذاشت دید بله تب رو ۴۰ هیچی پاشدیم رفتیمدکتر خداروشکر چیزی نبود یه سرم داد توشم سه تا امپول زدن که من جیکم هم در نیومد دکتر هم سه الی پنج روز استراحت نوشت شنبه خوب بودم یکشنبه خوب بودم اما امان از دوشنبه ینی تبم رفت دوباره رو ۴۰ اقا هیچی دوباره رفتیم دکتر دکتر گفت هیچی نی سر همون دوباره سرم ولی ایندفعه همراهش سه تا پنی داد ۶.۳.۳ داد اقا هیچی سر سرم دوم جیکم هم در نیومد اقا مامانم برگشت ببینه تبم افتاده یا نه دید دستم باد کرده پرستار داشت سرم یک خانم رو وصل میکرد که مامانم گفت دستش باد کرده فک کنم رگش پاره شده (مامانم پرستاره و سر همون اینا رو بلده و هیچ وقت نه امپول نه سرم به من زده چون میگه هنو نمیدونم رگ دستت چجوریه باید از یه دکتر بپرسم و فلان) خب پرستاره سرم رو در اورد و دوباره رد کرد ولی با حرص که من گریه کردم مامانم عصبانی نگاش کرد بابام هم همینطور پرستاره گفت رگش پاره شده رفت اقا من حالا صورتم لبام چشام همه میسوخت تبم بالا بود یه گریه بدتر میکردم مامانمم پا به پام گریه میکرد اقا این رو صورت من دستمال چار لا خیس میزاشت ای دستماله خشک میشد (من سابقه صرع دارم)هیچی اقا ما اونشب از امپوله در رفتیم اما فرداش رفتم اپوله رو زدم که کلی جیغ زدم پس فرداش هم زدم ولی درد نداشت ولی من کرمم گرفته بود واسه همین هم پرستار هم بابام رو ایسگاشون رو گرفته بودم روز سوم رفتیم اقا من دیه سر شده بود بودم شبشم عروسی داشتیم رفتیم عروسی کلی قر دادم برگشتیم و من خوب شدم ولی سینوسام حساس شده
تموم شد ببخشید طولانی شد
پ.ن:کامنت یادتون نره