ترانه گفت :
من از آمپول از بچگی میترسم بخاطر ترسی که از بچگی مادرا به جونمون مینداختن میگفتن تکون بخورید تو پاتون گیر میکنه یا میشکنه!! وقتی میخوام آمپول بزنم کلی سوره میخونم و به معنای واقعی کلمه اشهدمو میخونم! یه بار که دیدم آمپول دو قسمت داره قسمت پلاستیکیش جدا شد و برا همین میترسم برم پیش آمپول زنا! یه بارم که یکیشون که عرب بود و دختر بدخلقی بود رو استخون پام زد آمپولو! و واقعا ترسم داره چون گاهی همین اشتباهات به قیمت جون یا معلول شدن کسی تموم میشه با سینوسهای حساس بنده اونم آخر سال چند روزیه که بدون آمپول جون سالم به در بردم تا حد 70 درصد ار سرماخوردگی شدیددددددددددد الانم از آمپول متنفر شدم



+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 19:59 توسط
|