سلام خوبین من ایدا هستم ۱۶ سالمه بازم اومدم 
خیلی دوستتون دارم هر جا هستید صحیح و سالم باشین در پناه خداوند 
راستش خیلی دلم گرفته حال دلم خوب نیست دلم پدر بزرگم میخاد زندگی من ۱۹ ساله فوت شد که دلم میخاد برم بغلش کلی نازم بکشه برام قصه بگه اگه کسی منو اذیت کنه بهش حرف بزنه و این چیزا 
خدایا ای کاش بود دوست داشتم که بابابزرگم سواریم رو ببینه بگه چقدر قشنگ داری انجام میدی 😭😭 من اما کمبود محبت دارم ولی داییهام بیشتر قربون صدقه ام میرن و نازم رو میکشن و حرفای دلمو بهشون میزدم من عاشق داییهام ولی داییهام مریضن😭😭
یکی از داییهام شیمی درمانی میکنه و بیماریش عود کرده 
یکیش روماتیسم مفصلی داره 
ولی داییهام پزشک نیستن 
داییم که اسمش دایی سعیده شیمی درمانی میکنه و شغلش مال وزیر خارجه 
دایی  فرید رماتیسم مفصلی داره و کابینت ساز و داییم بخاطر بیماریش نمیتونست کار کنه
داییهام جوون هردوتاشون پایه شیطانی من هستی حتی اگه ناراحت بشم دلداریم میدن خودشون هم ناراحت میشن.
عشقن این دوتا 
و همیشه بهم میگن درس بخون بخدا پزشکی میاری ولی امیدوارم پزشکی میارم اگه قبول بشم تو ایلام کار میکنم و واقعا ناراحتم که چرا خدا منو کم شنوا کرد و اینجور چیزا و قراره عمل کنم عمل کاشت حلزون کنسو بیاد ولی تو خرداد رفتم اهواز که گفتن اگه میخاین شنبه عمل کنید 
و رفتیم پرس جو کردیم گفتن که کاشت کنسو بخاطر کرونا نمیاد ایران پشیمون شدیم و گفتن که بگذارید بعد کرونا کاش زود عمل میکردم راحت میشدم من گوشام حساسه و چرک بزنه به گوشام الله اکبره درد داره .۱ سال پیش بستری شدم که گوشام بدجور عفونت کرده، بود و چرک خیلی بلند و سیاه در میومد و خون باهاش بود من ۱ هفته بستری بودم حال خوبی نداشتم اصلا اصلا 
تا حد مرگ رفتم 
ولی با یاری خدا خوب شدم 
دوستدار شما آیدا