زودی سفره رو پهن کنین😜🌈
هندونه رو قاچ کنید😋🍉
سوگل اومده🤗✨
سیااااااااااام مهربونا🤗💜🍭
خوبین خوشین؟😍❤
اومدم با یک خاطره قدیمی دیگه😎✨این یکی ام دندون پزشکی هسش🥴🦷
این خاطره مال دوزاده سالگیمه😀🎊
چون کمی طولانی خلاصه وار تر میگم😁🍃
رفتیم دندون پزشکی خانه بهداشت🤗😋
بعد نیم ساعت اینا بود رفتیم داخل اتاق پزشک🥴🎃 
پزشکه ی خانم مهربون بیست هفت ساله بود😍💗
گل از گلم شکفت وقتی فهمیدم مهربونه😐🌼
رفتم رو صندلی با هزار تا ترس لرز😖🥀
پزشکه بعد یک چکاب کلی دندونام گفتش یدونه عصب کشی داره دو تا پر کردنی🥴🥺
دندونای خرگوشیمم پوسیده😐🐰
در کل که دندونام اصن وضع خوبی نداشتن😖🦷
پزشکه گفتش ساعت ده اینا بیاین عصب کشی پر کردنی هاشو انجام میدم😉☺️
ولی پوسیده هارو من نمیتونم انجام بدم😬😍
به همین دلیل رفتیم بیرون از مطب بعد حدود دوساعت اینا بیهوده گذراندن اوقاتمان به سوی مطب رفتیم🥴😖
وقتی داخل اتاق شدیم من از کمک پزشکه پرسیدم چجور میخاین پر کنین مراحلش چیه؟ :/
اون بیچاره هم همینجوری مونده بود😐😅
که اخرش بابیم اومد گف میفهمی دخترم😐🔪
رو صندلی دراز کشیدم و بعد اینکه زاویه صورتم اینا رو درست تنظیم کردم منتظر شدم ببینم چیکا میکنه🥺😶🔪
اول از همه رفت سراغ امپول🥺💉
و ی پنبه ام کنار اون دندونم گذاشت 
سوزن امپولو فرو کرد تو لثم و اروم اروووم تزریق میکرد🥺😭💔
بعد اینکه اون قسمت سر شد😄🎊 شروع کرد به پر کردن🥴😬
یادم نیس چیکار کرد نکرد🤔🕊 ولی گاهی اوقات اون وسیله دندون پزشکی رو که شبیه جاروبرقی بود بر میداشت ازش استفاده میکرد😅😋
خخیییییلی حال میدادش😂🥰
ولی گاهی بد درد میگرف😢💔
پزشکه هی میگفت زبونتو اون طوری نگه دار اینطوری نگه دار :/🥴
منم هی زبونم سعی میکردم جمع کنم😐😂 
فک میکردم اینطوری خیییلی خوبه ولی الان که فک میکنم خیلی بدترش میکردم😐🤦🏻‍♀️
من که تو اون شرایط بودم ی وسیله ای هم داخل دهنم بود ببخشید اینو میگم ولی برا اب دهن بود😅🙇🏻‍♀️
پزشکه هم هی ازم سوال میکرد میگفت بار چندمه اومدی اسمت چیه و ..... 😐🤦🏻‍♀️😂  
منم با اون وضعیتم تا جایی که میتونستم جوابشو میدادم ولی خیلی سخت بود😐💔
صدام شبیه هیولا میومد بیرون👻🤭
از ترسم گاهی دسمو میاوردم بالا رو دست پزشکه میزاشتم ولی مثل خاطره قبلی هیچ کاری نمیکردم😕🤪
تا اینکه کمک پزشکه اومد دستمو گرفت میگفتن حواس پزشکه پرت میشه😫☄
بالاخرره پر کردن دندونا تموم شد😀💪🏻
و رفتیم سراغ عصب کشیدن😢😭 امپولو که زد چنان دردی کرد نگم براتون😭💔
ولی این یکی تا ته فرو نکرد🤭✨🌈
بعد دوساعت اینا زدن امپول استفاده از اون وسیله جاروبرقی مانند و ....... تموم شد رفت😍😋
اخرش بم یچی داد گذاشت رو اون دندونایی که پرشون کردم بم گفت بجوش😅😐
منم گفتم ینی چجوری؟🤔
گف ادامس رو چجور میجویی؟😐🤯
منم با اون ور دهنم رو بستم همینجوری تکونش دادم مثلا چجوری این کارو انجام میدم😅😋
سریع گفت نه اینطوری نه فقط دندوناتو به هم بزن 
منم این کارو کردم و تموم شد رفت😍🥰💪🏻
پ.ن : بلوچ میدونم این خاطرم خیییلی مزخرف چرت بود😕💔 خاطرهام دیگه مزخرف شدن همه خوباشو گذاشتم😢😭

پ.ن : این خاطره بیشتر به خاطر این بود که روز پدرو تبریک بگم🤗😍 تو خاطره قبلی یادم رفته بود💔😅

پ.ن : روز پدر برای بابی های وب کانال مبارک باشه😍🥰🌸 .. روز پدر بابی های همتونم مبارک باشه ایشالله بمونن برامون🤗✨🌈

پ.ن : بربچ میشه چند تا راهکار خونگی برا  درمان عفونت ادراری بگین؟😅🙏🏻
بای همگی تا خاطره بعدی منتظر کامنتاتون مهربونا😘💜🎈 
شبتون شیک رویایی✨🧸