سلام اسم من حسین هستش از تهران
ماه پیش یکی از همسایه هام که خانمی ۳۰ ساله بود سرما خورده بود و رفته بود دکتر و دکتر براش۴تا امپول پنیسیلین ۸۰۰ نوشته بود اولیشو تو درمانگاه زده بود و برای دومین تزریق تماس گرفت با من که بیاد براش بزنم (اینهارو که براتون نوشتم خود خانم زمانی که اومد منزل تعریف کرد)خلاصه اون روز خانم همسایه با یه مانتو مشکی و شلوار لی اومد خونه من برای تزریق امپولشو گرفتم و شروع کردم برای آماده کردن تزریق و خانم رفت روتخت خوابید و سمت راست باسنشو تا نصفه کشید پایین
براش حسابی پنبه کشیدم و  اروم سوزنو فرو کردم و خانم یه تکون ریز خورد و من اروم آروم شروع به تزریق کردم وقتی تزریقش تموم شد گفت دیروز خیلی برام بد زدن جاش کبود شده بود
بازهم براتون خاطره مینویسم