سلام خدمت همگی
من حسین هستم خواستم خاطره آمپول زدن به دختر عممو براتون بگم
دختر عمه من حدود ۳۰ سالشه و تاحالا بهش آمپول نزده بودم . چند وقت پیش رفتیم خونشون و حالش بد بود .رفته بود دکتر و بهش آمپول داده بودن ولی به خاطر کرونا نزده بود. امپولش متوکاربمول بود که میدونید دو تا سرنگ ۵ سی سی هستش و دوطرف باسن تزریق میشه.
خلاصه اونشب عمم گفت آمپولشو بزنم چون بدجور کمرش گرفته بود . دوتا سرنگ ۵ برداشتم و آمپولاشو آماده کردم و ایشون خوابید و دوطرف شورتشو کشید پایین تا نصف دوطرف.
اول سمت راستش پنبه کشیدم و براش فرو کردم و آروم آروم تزریق کردم و بعد سمت چپش رو تز ریق کردم .
جالبه دخترعمم آخ هم نگفت.