خاطره آرش جان
سلام بچه ها آرش هستم دانشجوی ترم پنج پزشکی
میخوام از خراب کاری هام بگم واستون
خراب کاری یک(خونی کردن تخت ها و عصبی شدن کمک پرستارا):خب اول واستون از اصطلاحات میگم که گیج نشید
ABG:آزمایش خون شریانی
کمک پرستار:تمیز کردن مریض- تمیز کردن تخت ها و کمک کردن به مریض
خب آقا ساعت پنج صبح بود تازه یاد گرفته بودمABGبگیرم معمولا خودم سمت مریض های هوشیار نمیرفتم و پرستارا هم نمیذاشتن سمت مریض های هوشیار برم چون آزمایشی هست که بسیار درد ناکه
خلاصه ما رفتیم توی آی سی یو سمت مریض هایی که هوشیاری ندارن و بی هوش هستند واسه گرفتن آزمایش سه تا بودن من این سه تا رو گرفتم و چون ما وارد بودم معمولا خون میریخت رو لباسم و تخت ها آقا این سه تا مریض که خیلی هم مرتب بودن آخه قبلش کمکی آمده بود تمیز کرده بود من کردمشون پر از خون😂😂
رفتم بیرون آمدم دوباره توی آی سی یو دیدم پرستاره بهم گفت اینجا نیا آروم راهتو بگیر و برو که کمکیمون امده اعصابش خورد خورده😂منم یواش و سوسکی رامو گرفتم و از همون ور رفتم بیرون ی یک ماهی گذشته بود و من اون کمکیه دوست شده بودیم ی بار که قرار بیرون گذاشتیم بهم گفت دکتر حلالم کن یک شب توی آی سی یو خیییلی فوشت دادم😂😂جویای جریان شدم بهم گفت تمیز کردم که زود تر برم خونه کار داشتم آمدم دوباره دیدم همش خونیه سر و صدا کردم سر پرستارا پرستارا هم گفتن کار تو بوده فقط شانس آوردی اون شب نیومدی جلو وگرنه میکشتمت😂یادم افتاد به همون روز صبح که چه کار کردم
خراب کاری شماره دو :
ی روز صبح که شیفت شب بودم مثل همیشه توی آی سی یو امدم نمونه خون بگیرم خیلی هم خسته بودم آمدم خون بریزم توی شیشه آزمایش ی پرستاری هم روبه روم بود اول که همیشه وقتی میخواستم خون میریختم توی شیشه گانمو پر از خون میکردم😂که هر وقت میومدم از آی سی یو بیرون همه میگفتن آقای قصاب امد بعد من ی سرنگ 10cc خون گرفته بودم شیشه ها رو پر کردم اول بعد آمدم سرنگ ABG رو پر کنم سر سرنگ 10ccرو کردم توی سرنگ ABG که همون سرنگ انسولینه و فشار دادم چشمتون روز بد نبینه😂😂😂 این ی دفعه دیدم سرنگه پرت شد بالا هر چی خون بود ریخت توی صورت خود و اون پرستاره🤦😂 نگاه پرستاره کردم دیدم ای وای صورتش پر از خونه بعد یهو دوتامون مات نگاه کم کردیم پرستاره دهنش باز شده بود چشماش درشت شده بود داشت گریش میگرفت یهو با صدای گریه کننده داد زد گفت دکتررررررررر منم هیچی نداشتم بگم گفتم جااااااانمممممم گفت چی کار کردی گفتم سرنگ رو پر کردم😂😂هیچی چی کار کردم گفت دکتر ریخت توی صورتم کووید میشم کووید مثبته مریض منم زیر بار نرفتم گفتم باید شیلد میزدی
بنده خدا هفته بعدش دیدم نیومده جویای حالش شدم دیدم مثبت شده😂😂😂بعد از دو هفته از مرخصی آمد گفتم خوبی گفت دکتر کلتو میکنم فقط گفتم بهش دیگه یاد گرفتم خلاصه واسه جبران اون شب همه کارای مریضشو کردم اون فقط نشسته بود گذارش مینوشت
خراب کاری سوم: داخل آی سی یو کوید ی بیمارستان دیگه بودم صبح بود رفتم از مریض خون بگیرم صبح بود شیف شب بودم رفتم بالاسر ی پیرمرد دیدم توی دستش رگ نداره بعد پشت دستشو نگاه کردم دیدم اوف🤤🤤چه رگای قلمبه ای داره پشت دستش من تورنیکتو بستم(همون کشی که میبندن واسه خون گرفتن)خونمو گرفتم آمدم ریختم توی شیشه دیدم داره میگه یا خدا دکترررر بیا ببین پشت دستمو چی کار کردی رفتم نگاه کردم دیدم رگش باد کرده امده بالا نگاه کردم دیدم ای وایییی تورنیکتو باز نکردم رگ پشت دستش باد کرده بود اینم از اولش هی ناله میکرد این جور که شد شروع کرد به فوش دادن و سر صدا کردن بهش گفتم بابا جان دیدی همش ناله میکنی اینجوری میشه دیدم بدتر شد صداشو برد بالا تر😂😂😂😂بعد پرستارش آمد گفت چی شده براش توضیح دادم اونم رفت ارومش کرد منم سرمو انداختم زیر رفتم تخت کناریش صداش میومد داشت کلی فوشم میداد😂
(قابل توجه دوستان این چیزا توی بیمارستان پیش میاد و این اتفاقی که افتاد چیز خطر نامی نبود رگش باد میکنه بعد یواش یواش جذب میشه)
خب فعلا همین سه تا خراب کاری کافیه
دوستتون دارم مراقب خودتون باشید
درسته واکسن زدید اما باز هم خیلی احتیاط داره و با این مسافرت رفتن ها آمار باز ممکنه بره بالا
ماسک رو در نیارید فعلا تا ریشه کن بشه بره پی کارش
دوستتون دارم مراقب خودتون و اطرافیاتون باشید یا علی ❤️
نویسنده:ارش حسینی
تاریخ:15/7/1400
ساعت:18:58