سلام من امیر هستم ۱۷ ساله از اورمیه
این اولین بار که من خاطره میزارم
بریم سراغ خاطرم 
من کار میکردم وهمیشه وقت نهار به خانه  می آمدم یه روز نتونستم به خانه برم و ناهار اونجا خوردم ناهارم همبگر بود معدم به فست فود خیلی حساس بود خلاصه من که همبگر را که خودرم یکم که گذشت دیدم حالم خوب نیست
اصلاً حال ندارم  فهیدم که مسموم شدم سریو سه خودم رسوندم به درمانگاه همه چیز به دکتر گفتم برا یه سرم نوشت با چند تا آمپو ل  بعدش داروهارا که از  دارو خانه گرفتم ورفتم دادم به پرستار گفت دراز بکش روتخت منم ترسیده بودم 
به پرستار گفتم آمپول ها عضلانی است گفت نه همشه به سرم زده خواهدشد  خلاصه آمپولازد تو سرم و سرم را برا تزریق کرد گفتم کی تموم میشه گفت یه ساعت دیگه تمو میشه  
امید وارم ازاین خاطر خوشتون بیاد
دوستون دارم خدا نگهدار تون.
اینم از خاطره من