سلام رفقا سانازم. ۲۰ ساله
اومدم یه خاطره مختصر و مفید که بر میگرده به همین نیم ساعت پیش بگم و برم😅
اقا من چند روز بود که به شدت احساس ضعف و کرختی داشتم و از طرفی چون کم خونی شدید دارم دیگه میدونم که تو بدنم چی میگذره. خلاصه امروز گفتم که باید به این احساس ضعف و بیحالی عه پایان بدم. همین بهانه ای شد که برای خودم تزریق آمپول ویتامین دی رو که پزشک از قبل تجویز کرده بود در نظر بگیرم. بچه ها اینم بگم که من دوره های هلال احمر و فوریت های پزشکی رو با نمره ی کاملل گذروندم و تا دلتون بخواد به این و اون آمپول زدم پس جای هیچ نگرانی نیست. میگفتم، یه امپول ویتامین دی داشتم پاشدم آوردمش حسابی ضد عفونی‌ش کردم و سرنگ هم از کاورش در آوردم آمپول و کشیدم تو سرنگ و آمادش کردم. کسایی که امپول ویتامین دی زدن می دونن که این آمپول محلول در چربی عه(یعنی همون روغنی خودمون😁) القصه خودم به بغل دراز کشیدم و تا جایی که لازمه شلوارمو پایین کشیدم. محلول ضد عفونی و یه دستمال کاغذی هم که از قبل آماده کرده بودم و آوردم باسنم رو طبق اون چیزی که یاد گرفته بودم تقسیم بندی کردم و سپس ضدعفونی کردم🙊 در نیدل رو برداشتم کمی پوست مو تو دستم جمع کردم و آرووم سوزنو فرو کردم با فرو کردن سوزن یه خورده لرزیدم ولی بعدش اوکی شدم و آروم آروم محتویات داخل سرنگ رو تزریق کردم. بچه ها شاید باورتون نشه اما انقد تو این کار حرفه ای شدم که حتی ذره ای درد هم احساس نکردم با اینکه آمپولم روغنی بود. خلاصه بعد از چند ثانیه که محتویات داخل سرنگ خالی شد سرنگ و بیرون کشیدم و دستمال کاغذی گذاشتم روش و فشار دادم الانم یه خورده دراز کشیدم و شاهد جذب املاح ویتامین هستم.👋🏻😉 امیدوارم همیشه خوب و خوش و سلامت باشید. تا خاطره ی دیگه خدا یار و نگهدارتون. خوشحال میشم نظرتون رو راجب خاطرم بگید. خدافظظ😚