سلام بر بچ ترسوهای کانال خب سارام قدیمیا میشناسنم برا جدیدام ی بیو بدیم تقریبا دوسالی نبودم دیگ😁والا دیگه تحویل نمیگیرین جدیدا جامو پر کردن قبلا ک دلیل سرپایی گپ خودم بودم😌🤪 خوش خندتون بودم 😕😂حالا دیگه تحویل نمیگیرین جز چنتا ولی و قنم😒😂
چارمین خاطرمه حالا بعد دوسال🙂😂ک فکنم اخرین خاطرم خاطره خودکشی ناموفقم بوده🤧😁😂

۱۵سالمه تقریبا ک خب دیگه از ۱۳ سالگی دراومدم 💔😂داش گلمون ۳سالونیم ابزیمونم داره تو ۱۸ سالگی ب سر میبره ووو ی والیبالیست معروفم😎🤪ک ی ۶ سالی هس کار میکنم دیگ چیکا کنیم ساراس دیگه فسقلی😞😂

خودم ک خاطره ندارم ولی این مربوط ب زنعمومه مال دوسال پیشه ک سرد شدس خب🙂😂💔💔💔
اینقده امپول توشه اصن میخام فیض ببرید😂
خب دیگع شرو کنیم:《 وسطای اسفند دوسال پیش شب بود ک عموم زنگ زدو با گریه گف ک زنعموم تصادف کرده و بیمارستانه میگن ضربه مغزی شده🫠💔چون فقط همین یکی زنعمو رو داشتیم کلا ی حال بدی بود همین یکیو هم از دست بدیم😓💔
مامان بابام رفتن بیمارستانو اونجا زنعمومو انتقال دادن ی جا دیگه ولی اینقد لفتش داده بودن ک از ساعت ۷ عصر ک تصادف کرده بوده ساعت ۹ دکتر رسیده بوده گفته بودن ۷۰ سی سی خون رو مغزشه و تا انتقالش دادن ساعت ۱۱ شده بودو ب همین سرعت جراحش گف ک ۳۰۰ سی سی خون رو مغزش رفته🙂💔 و خیلی دیر برده بودنش و هوشیاریش ۳ونیم بوده ک اگه یذره پایین تر میبود دیگه نمیشد عملش کرد ولی خب دیگه عملش کرده بودن دوهفته ای بیشتر تو کما بود ک بعدش ب هوش اومد هوشیاری اصلا نداشت و هیچکسو نمیشناخت بعد بررسی های دکتر و بقیه چیزاش ک نمیدونم چی بودن دکترش گف خون رو ی ناحیه ای از مغزش رفته بوده ک دیگه هیچ کاری نمیتونیم بکنیم و از قسمت کمر کاملا فلجه و قدرت تکلمشو از دست داده و فلجی قسمت راست بدنش قطعی هس چون خون رو سمت چپ مغزش رفته بوده(البته چپ و راستشو یادم نیس درست 😂💔ولی خب دکتره گفته بود چپ باشه راست فلجه راست باشه چپه و مغز برعکس عمل میکنه)ک بعد چن وقت کم کم بدنش جون اومد باعث تعجب خیلی زیاد دکترش شده بود و کم کم داشت ب حرف میومد ک میتونست یچیزایی بگه ولی کسی نمیفهمید مث بچه ای بود ک تازه زبون باز کرده بود نامفهوم حرف میزد و گریه میکرد ک نمیتونه حرف بزنه😔💔و همین چیزای منفی باعث میشد فکش قفل شه و بیهوش شه دیگه میبردنش گفتار درمانی و فیزیوتراپی ک خداروشکر فقط از مچ ب پایین ی دستش فکنم راستش بود ک حس نداشت و کم کم حسش برگشتو فقط دوتا انگشت اشاره و شصتش بود ک اوناهم خوب شدن بعد چن وقت و قدرت تکلمشم برگشت و خوب شد دکتراش میگفتن معجزه بوده ک کاملا خوب شده و تو زمان کم ینی بعد ۴ ماه تقریبا(ولی خب دیگه زیاد اعصاب سر و صدا رو نداره و وقتی زیاد از دستش کار بکشه انگشت شصتش قفل میشه دیگه تکون نمیخوره🥲)تو همین مدتا بود ک دیگه ی امپولایی دکترش براش مینوشت یادم نیس برا چی بود ولی چن روزی ی بار میومد پیش مامانم براش میزد و حتی یادم نمیاد اخ و اوخیم براش کرده باشه یا نه🤓😂💔برا زنعموم اصلا توجهی نمیکردم نمیدونم چرا ولی انگار دلشو نداشتم ولی سرنگاشونو خودمو پسرعموم برمیداشتیم اب بازی میکردیم🤧😂
خب هدفم ازین خاطره فقط یکمی فشار دادن شما بود ‌ک اینقد وراجی کردم همش دوخط نشد قسمت امپولش😔😂😂و اینکه حصلمم پوکیده بود گفتم یکم وراجی کنم براتون
ساعت ۴ بعدظهره البته یچی بیشتر و ب وقت همین ایران دیگه

حالا دفه بعدی حصلم سر رف میام ی خاطره از خاهرم میگم واسه همین دوماه پیشه ک خب یکمی کرم ریختم سر خاهرم تو بیمارستان🥲😂تا های دیگر بایییی🤧😁🖐