سلامممممم
سارام و ۱۹ سالمه
خب بچه ها قرار بود که من و دوستم ثمین بریم بیرون و باهم بگردیم و خوشگذرونیم ثمین به من زنگ زد گف تو بیا خونه ما از اونجا با هم بریم منم قبول کردم ساعت حدود ۶ بود رسیدم خونشون احوال پرسی اینور و ببوس اونور و ببوس دیگه تخمه آورد خوردیم ثمین رل داره اسم رلش امیره امیر پزشکه ما دیگه لباسامون رو پوشیدیم زدیم بیرون و دور دور کردیم امیر زنگ زد ثمین گف با سارا اومدیم بیرون گف حوصلم سر رفته اینا ثمین گف خب توام بیا ما تو فلکه دوم هستیم گف باشه مونده بودم که چه زود قبول کرد بعد ۱۰ دیقه رسید من فقط یه سلام کردم من بغل ثمین وایسادم اونم اونور ثمین داشتیم راه میرفتیم و اینا من سرم گیج میره و دست ثمین رو میگیرم و شاتالاق خوردم زمین دیگه ثمین گف چته گفتم هیچی گف چتههههه گفتم هیچی امیر گف یه آب میوه بگیرم براش اوکی شد بریم درمانگاه من گفتم نه نمیخوام خوبم همیشه اینجوریم ثمین برگش یه چش غوره رف گف اره جون اون عمت گفتم به عمم چیکار داری بعد بلند شدم مثلا جلوه بد خوبم دیگه رفتیم رستوران غذا سفارش دادیم همون موقع که خوردم دوان دوان پریدم تو دسشویی همرو بالا آوردم قیافه ثمین و امیر دقیقا اینجوری بود😡😡 من اینجوری🥺 ثمین گف خب دیگه بسه غذامون رو خوردیم بقیش رو می‌بریم منم از خدا خواسته گفتم باش سوار ماشین شدیم یهو ماشین نگه داش جلو درمانگاه گفتم امیر اینجا برا چی گف حالا تو بیا کارت دادم ثمین هم پیاده شد همه رفتیم بالا امیر نشست رو صندلیش به منم گف وااا چرا اینجوری نگا میکنی بیا بشین دیگه ثمین برد منو نشوند منو معاینه کرد و اینا دیدم تو دفتر بیمه خودش داره مینویسه هی نوش نوش نوش صدام در اومد گفتم عه بسه دیگه هرچی دم دستت بودو نوشتی گف صب کن اینم بنسوم اها برو ثمین اینارو برو بگیر بیا ثمین رف گرفت و اینا منم منتظر موندم ثمین اومدم دیدم تو کیسه قرص و امپول ۴ تا و ۱ شیافه من اینجوری بودم😳 امیر برگش گف خب اینجا میزنی یا خونه گفتم هیچ کدوم گف گزینه ۳ وجود نداره کدوم گفتم خونه گف میزنیا گف باشه رفتیم خونه ثمین دیدم بعد ۵ دیقه اومد میگه برو آماده شو منم از خجالت قبول کردم به ثمین گفتم میشه بیای گف اره فدات شم رفتیم تو اتاق دراز کشیدم شلوارم رو ن‌کشیدم پایین اومد گف رو شلوار بزنم گفتم ای کاش میشد گوشه شلوارمو دادم پایین که دیدم یهو کل شلوارمو داد پایین از خجالت داشتم میمردم گف اولی رو پنی میزنم چون رسوب میکنه گفتم باش خیسی الکل رو رو باسنم حس کردم یهو سف کردم گف عهه نداشتیم از ثمین خواست رون پاهامو بماله گقتم نه مرسی کف باشه بابا چرا حالا خجالت میکشی جواب ندادم گف راستی چند سالت بود تا اومدم جواب بدم یهو نیدلو وارد کرد دست خودم نبود یه جیغ ریزی زدم امیر گف اوووه چه خبرته همینجوری که داشت تزریق می‌کرد من اه و اوهم در اومدم وسطاش گفتم امیر بسه بسه دیگه نمیتونم تحمل کنم ثمین رونمو مالش داد سف کردم امیر چند تا ضربه زد به کنار اما شل نکردم که ناگهان امیر سرم داد زد گف بسه دیگه شل میکنی یا همینجوری تزریق کنم گفتم نه اینجوری نه یلحظه صب کن یه نفس کشیدم شل کردم تزریق کردم رف سر دومی نوروبیون بود اونور و الکل زد وارد کرد ایی گفتم شروع کرد تزریق من هی میگفتم ایی ای آخ بسه دیگه در آورد ۳ امی تقویتی بود درد آنچنانی نداشت ولی ۴ امی نمیدونم چی بود زرد بود از اولش کلا جیغ زدم و گریه کردم اونم تموم شد گف یکم استراحت کن بیام شیاف بزارم گفتم نه اون دیگه نه اصلا به هیچ وجه گف دست تو نیس گفتم باشه حداقل بده خودم بزارم گف باشه بیا گذاشتم اومدم بیرون سرمو انداختم پایین گفتم ثمین کیف من کو من بدم خونه ثمین دس کشید به سرم گف تو امشب هیچ جا نمیری همینجا میخوابی گفتم نه باید برم خونه هر چی گفتم گف نه باید بمونی همبن دیگه بایییی