سلام بچه ها خوبین👀؟

سه سالی میشه خاطره هارو میخونم،و خیلیاشون جالب و خنده دارع😅

خب بریم سر اصل مطلب اسمم نیروانا هستش و14سالمه و رو ب 15 سالم ینی 3شهریور تولدمه🙂💕

توی ی خونواده پر جمعیت ب دنیا اومدم،ینی4تاداداش و2تا خاهر دارم یکی از ابجیام بهیاری خونده و ت خونس فقط لطفش شامل حال ما میشه و یکیشم تو محدوده ی بهداشت محیط سرکارع، داداشامم دوتاشون معلمن،ویکی شم امسال میره کلاس 12،یکیشم امسال میرع کلاس5، مامانمم خونه دار بود ک پارسال بر اثر سرطان درگذشت و بابامم پزشک عمومیه،داستان از اینجا شروع میشه که هفته پیش رفته بودیم گیلان بعد از کلی گشت و گذار و شیطنت و خستگی رفتیم ویلا گرفتیم خابیدیم گذشت تا ک صبح شد ساعت10نگار(خاهرم همونی ک بهیاری خونده)صدام میزد برا صبحونه،رفتم پایین صبحونه خوردیم ب پیشنهاد من همگی بعد صبحونه پرییدیم ت اب بجز بابا،بعداز کلی شنا و اب بازی بقیه اومدن بیرون همه حمله ب سمت سشوار موهاشونو خشک کنن من هنوزم ت استخر بودم هرچی صدا میزدن بسه بیا گفتم عوکی بعد نیم ساعت اومدم بیرون از اونجایی ک حال خشک کردن موهامو نداشتم بیخیالشون شدم بعد از ینمه بازی منچ و شطرنج بلند شدیم بریم بازار ی چرخی بزنیم،همگی اماده شدیم رفتیم باد میوزید منم اهمیت نمیدادم گذشت گذشت گذشت اومدیم خونه رفتن سر بساط ناهار ک همه گفتن ما خسته اییم حال ناهار درست کردن نداریم بابام گفت عوکی از بیرون ی چی میخریم،رفتم بالا حالم عوکی نبود گوش گلوم درد میکردم گرفتم خابیدم تا مغرب بیدار شدم ساعتو نگا کردم خاب کلا از سرم پرید7شب بود تازه میخاستم خودمو جمع جور کنم برم پایین ب نگار بگم قرصی چیزی بده ک بابا در زد وارد اتاق شد گفتم بابا چرا بیدارم نکردین؟گفت فداتشم خیلی ناز خابیدع بودی دلم نیومد بیدارت کنم🥹💕

بعدم اومد نزدیکم گفت تو ک انقد نمیخابیدی چیشدع مریضی قربونت برم یا باز حال روحیت عوکی نیس یا دلت برا مامان تنگ شدم؟گفتم بابایی هر سه تا😔گفت قربونت برم بغض نکن کجات درد میکنه؟گفتم همه جام سرما خوردم،دیروز موهامو خشک نکردم گفت فداتشم عیبی نداره الان کیفمو میارم معاینت میکنم قشنگم،بغض نکن ک بغضت نابودم میکنه،گفتم چشم😔گفت سالم و رفت دنبال کیف وقتی برگشت نگار و نجلا(خواهر بزرگم همونی ک کارمند بهداشت محیطه)باهاش اومدن نجلا اومد بغلم کرد گفت قربونت برم خوبی؟گفتم مرسی،نگار اومد جلو گف نگران نباش زودی خوب میشی فداتشم،گفتم مرسی ابجی، بابا شروع کرد معاینه رفت سمت گوشم،گفتم بابا خیلی درد دارع گفت قربونت برم الان تموم میشه معاینش،معاینه ک تموم شد سردم بود رفتم زیر پتو نگارو نجلا کنارم نشسته بودن مدام قربون صدقم میرفتن،درهمین حین خابم برد بابام نسخه رو جمع جور کرد رفت دنبال دارو ها وقتی داداشامم فهمیدن مریضم اومده بودن اونام قربون صدقم میرفتن نیکان(اونی ک امسال میره کلاس5)میگفت نیروانا دردت ب تنم گفتم خدا نکنه فداتشم✨،نریمان(اونی ک معلمه)اومد سمتم سرمو گذاشت رو پاش داشت نازم میکرد،نیمام(نیمامعلمه) داشت میگفت بمیرم ولی این حالتو نبینم اروم گفتم خدا نکنه،نویان(امسال میرع کلاس12)میگفت دردت ب قلبم ابجی گفتممم فداتشم این چه حرفیه،بچه ها داشتن قربون صدقم میرفتن بابا اومد گفت نجلا ی چیزی برا نیروانم بیار بخورع ضعف نکنه نجلام گفت چشم بابایی و رفت پایین با کیک و ابمیوه اومد ینمه خوردم پسش زدم،بابا گفت نیروانم فداتشم امپول داری گفتم چن تا گفت برا امروز4گفتم باشه بابا(من هیچوقت از امپول در نمیرم فقط زیرش گریه میکنم)دراز کشیدم نجلا اومد امادم کرد،نگار دستمو گرف گف دردت اومد دستمو فشار بدع قربونت برم،گفتم چشم،بابا اومد پد کشید وارد کرد تحمل کردم دیگه وسطاش تحملم تموم شد زدم زیر گریه ولی خیلی بی صدا(دلم برا مامانم تنگ شده بود درد امپول بهونه ی خوبی برا گریه بود)

دومی رو بازم همون سمت پد کشید زد دیگه بلند بلند گریه میکردم و با بابا هفت نفر داشتن قربون صدقم میرفتن سومی رو طرف بعد پنبه کشید زد تکون خوردم نریمان اومد کمرو گرفت نویانم پاهامو قشنگ کتلت شدم رو تخت، در این وسط نیکانم گریه میکرد نیما داشت ارومش میکرد نجلام داشت سرمو ناز میکردم نگارم دستمو میبوسید، چهارمی رم همون سمت زد گفت فداتشم شل افرین شل سوزن وارد پاشم شد میسوزوند فقط دیگه ب بلند گریه کردنم ادامه دادم نریمان داشت کمرمو ماساژ میداد بابام جای امپولارو دیگه چن دیقه همونجوری موندم بعدش برگشم،بابا بغلم کرد ت بغلش مثل ابر بهار گریه میکردم مدام میگفت فداتشم ببخشید،جوابی نمیدادم ب گریه کردنم ادامه دادم انگار وجود مامانو اونجا حس میکردم،حس میکردم ک انگار همینجاس انگار کنارمع،انگار دارع نازم میکنه💔همونجوری ک گریه میکردم بقیم داشتن از هر طرف فدام میشدن،ت بغل بابا خابم برد حس کردم بابام بوسیدم و گذاشتم رو تخت و رفت بیرون منم از ساعت نُه و خوردی گرفتم خابیدم تا دَه صبح و ادامه دارد....اگ خاستین ادامشم مینویسم،منتظر نظراتتون هستم، دوستون دارم بای💚✋🏻.