خاطره اناهیتا جان
سلام سلام
آناهیتا 🌋🌋هستم
یه خاطره داغ داغ و 💉💉دار
بعد از دوسال بلاخره امام رضا طلبید و راهی مشهد شدیم🕌🕌
روز بعد از صبحونه از هتل زدیم بیرون ...اون قدر هوای مشهد گرم بود 🥵🥵 که منه بدبخت گرما زده شدم....اولش خوب بودم تا رسیدم هتل حالت تهوع شدید ،سردرد ،سرگیجه لرز شدید بیحالی و معده درد شدید شدم ....منم مثل بقیه بچه ها فکر می کردم با خود درمانی خوب میشم
یه قرص فاموتیدین با قرص دی سیکلومین و اندانسترون انداختم بالا و رفتم خونه دوستم مهمونی🤦♀️🤦♀️اونجا هم خوب بودم...تو حرمم حالم خوب بود اما سرگیجه شدید و سردرد داشتم
توی حرم فوریت پزشکی وجود داره و پزشک مستقر در اونجا هست
رفتماونجا فشارم رو چک کردن گفتن خانم فشارت بالاست😳😳 فشار ۱۴ رو ۸ بود
یه 💊دادن واسه سرگیجه و یه 💊 واسه فشار گفتن برو خوب میشی ....سرگیجه ام از بین رفته بود
با پدر از حرم زدم بیرون و رفتیم 🏢 .موقع خواب حالت تهوع گرفتم اونم شدید و علائمی که اون بالا اشاره کردم با شدت خیلی بیشتر اومد سراغم .🥺🥺...دوباره رفتم تا اورژانس حرم ....دکترش علائم رو پرسید گفت بشین چک کنم فشارت رو ساعت حدود ۲ نصف شب بود
بعد یه نفر همون حین اومد گفت تو پاشو بعدا چک می کنم و رفت سراغ اون مریض ....حالت تهوع ام شدید بود...و افتادم رو دلم و با یه دست جلوی دهنم رو گرفته بودم و با دست دیگه روی شکمم رو فشار میدادم ...دکتره تا نگاهش بهم افتاد به پرستار اشاره کرد یه آمپول ضد تهوع بزنن بهم🥺🤦♀️🤦♀️دکتر:پاشو برو آمپول ات رو بزن ....دوباره تکرار کرد حرفش رو
تا پاشدم و نزدیک بود بخورم زمین ....دکتر گفت خانم پرستار بیا کمکش کن.... منو برد رو تخت
گفت دراز بکش
دراز کشیدم به دمر و چادر رو دراوردم و بآ مانتو دراز شدم .....اونم کمی شلوار سمت چپم رو داد پایین و الکل کشید و آمپول رو زد....خیلی خوب زد خدایی 🥺اما همچنان حالت تهوع داشتم🤢🤢
گفتم بابا بریم داروشفا ....بابا دست منو کشید و یه خادم ویلچر بر پیدا کرد و گفت این دختر حالش بده اگه ممکنه ببریدش داروشفا....خادمه گفت بیا بشین رو صندلی
و منو برد تا داروشفا
بابا نوبت گرفت و منتظر شدم تا نوبتم بشه
بعد رفتم داخل اتاق دکتر ....دکتر شرح حال گرفت اول فکر کرد گفت مسموم شدی بعد گفت آب به آب شدی همون حین فشار خونم رو هم چک کرد بابا گفت گرما زده شده دخترم
گفتم لرز دارم گفت گلو درد داری گفتم یکم
اومد گلوم رو دید و گفت ضعیف شده بدنت و برو سرم و دارو ت رو بگیر
و سرم و دارو ها رو گرفتمو زدم
دوتا هم آمپول بهم داد که فرداش رفتم همونجا و برام زدن
خلاصه که اینم از مریض شدن من تو حرم آقا