خاطره ناشناس
سلام :) من تازه با کانالتون آشنا شدم و این اولین خاطرمه که مینویسم
خب من ۲۴ سالمه و تهرانم و دانشجو ام که امروزم به خاطر مریضیم دانشگاه نرفتم
خب برم سراغ خاطره سوزن خوردنم :(
امروز از صبح که از خواب بیدار شدم حالم خیلی بد بود .. بدن درد شدید و حالت تهوع و سرگیجه و ..
کنار شوفاژ نشستم و هرچی قرص و .. خوردم و خود درمانی میکردم حالم بدتر میشد . مامانمم خیلی نگرانم بود :((
که اخر سر لباس پوشیدم و رفتیم درمونگاه
گفتم بریم بیمارستان که اخرم رفتیم همون درمونگاه
حالم خیلی بد بود و مسئول پذیرش گفت برم اتاق تزریقات همونجا بشینم تا نوبتم شه . مامانمم کارای پذیرشو انجام میداد . رفتم اتاق پذیرش خانوما که شکر خدا یه پرده هم نداشتن و همون موقع یه زنه خیلی ریلکس داشت آمپولشو میزد -_- . تا همینجا هم بهم گفتن یه سرم میزنی و خوب میشی ولی خب میدونستم آمپولم میده و قراره آبکش شم -_-
خلاصه نشستم تا نوبتم شد و رفتیم اتاق دکتر . یه دختر جوون بود که فشارمو گرفت و تب و قندخونمم چک کرد و علائمم هم گفتم و گفت ویروسیه مریضیت . نسخه نوشت و گفت داروی تزریقی داری برو بزن تموم شد بیا دوباره علائمتو چک کنم .
منم رفتم اتاق تزریقات نشستم تا داروهامو بخرن بیارن
چند نفرم اومدن آمپول و سرم زدن چقدرم شلوغ بود و اتاق تزریقات کوچیک بود واقعا . فاصله تختا کم و ..
حالم بدتر از این بود که به آمپول فکر کنم ولی امیدوار بودم که بریزه تو سرم و آمپول نزنم . بعد حدود یه ربع زنه اومد گفت برگرد آمپولتو بزنم
منم که اصلا دکتر نمیرم و برم هم آمپولاشو نمیزنم مگر وقتی بچه بودم . و تازگیا نزدم -_- خلاصه منم برگشتم و شلوارمو یه کوچولو دادم پایین که پرستاره اومد از وسط همشو کشید پایین .. فکر نمیکردم دوتا باشه و بخاد دو طرف بزنه . منم استرس گرفتم و سفت شدممم . پنبه کشید و آمپول اول که زد که زیاد درد نداشت و بیرون کشید و پنبه رو فشار داد . خیلی زود اون سمتمو پنبه کشید و گفت نفس عمیق بکش . منم سفتتتت شده بودم . که پنبه کشید و آمپولو سریع فرو کرد وسط پام . بد زد خیلیییییی درد داشت یه تکون خوردم و هی میگفت نفس عمیق بکش منم نمیتونستم شل کنم و سفت شده بودم . همونجوری زدش و خیلییییی درد داشت فکر کردم پنی سیلینه که تموم کرد و بیرون کشید و پنبه رو فشار داد و شلوارمو درست کرد گفت برگرد سرمتو بزنم . ازش پرسیدم چی بود دومیه انقدر درد داشت گفت نوروبیون .. گفتم نوروبیون درد ندارههه اخه من همیشه خونه میزنم واقعا درد نداره یا خیلیی کم . ولی این خیلییی درد داشت و جاش میسوخت .حالا فهمیدم وقتی بقیه سر نوروبیون انقدر اذیت میشن چی میکشن -_- خلاصه منم برگشتم و اومد سرممو زد که اینم درد داشت -_-
چند نفرم سرم داشتن و واقعا معذب بودم موقع زدن آمپول .. یعنی چی چند نفر امپول زدنمو تماشا کنن یه پرده میکشیدید خب :|||
خلاصه کلی منتظر بودم سرمم تموم شه و بعد نیم ساعت اومد کشید بیرون و چسب زد گفت نگهش دار . بعدم رفتم اتاق دکتر و دوباره تب و فشارمو چک کرد و گفت بهتر شدی ولی برو آزمایش خون بده ببینن عفونت داری یا نه که بعدش آنتی بیوتیکای تزریقی قوی تر بت بدم یا بستری شی -_- . من واقعا در این حد حالم بد نبود که بستری شم و قراره آبکش شممم . رفتم آزمایش خونم دادم که درد نداشت همچین . حداقل دربرار نوروبیونی که زدم دردش هیچ بود که هنوزم جاش درد میکنه -_-
اینم از خاطره من
پ.ن : امیدوارم جواب آزمایشم خوب باشه و واقعا نمیخام حتی یدونه آنتیبیوتیک بزنم وگرنه بقیه آمپولامو چجوری بپیچونم نمیدونم -_-
ببخشید اگر بد نوشتم بار اولم بود
مواظب خودتون و سلامتیتون باشید :)