خاطره آناهیتا جان
سلام سلام
آناهیتا 🌋هستم
به لطف این ویروس 🗿 خیلی توی این مدت خاطره ساز شدم
بریم واسه خاطره ی جدید ....
دیدم دو سه شب هست که به شدت تب و لرز دارم و سرفه های شدید🤒🤒😷 راهی درمانگاه شدم 🏥🏨.....
دکترش همون همیشگی بود😁🤭😉(دکتر بازم اسکراب طوسی پوشیده بود🩶🩶دوتا ماسک زده بود)
دکتر سرش خلوت بود، نوبت گرفتم و با سلام و صلوات سمت اتاق دکتر رفتم😂😂🤦♀️
در زدم و سری کج کردم و گفتم:دکتر، اجازه هست؟؟
دکتر سرش رو با کامپیوتر جلوش گرم کرده بود ،گفت:بله ،بفرمایید😊....اومدم داخل و درم پشت سرم بستم ، صندلی رو یکم عقب کشیدم و نشستم😁😁🤦♀️😂😂اینم صندلی قشنگ به پاش چسبیده بود ،آخه انقدر تو حلق دکتر...چخبره خب 😂😂😂😂دکتر برگه ویزیت رو از م گرفت و برگردوند و گفت:چیشده دخترم؟؟
شروع کردم به غر زدن از علائمم ، دکتر هم دونه دونه رو برگه نوشت🤭🤭اول اومد یه دونه آبسلانگ برداشت و چراغ قوه
دکتر:دخترم ماسک ات رو پایین بیار ،من ماسکم رو پایین آوردم و دهانم رو باز کردم...گلوم رو نگاه کرد.....یکم غر زدم و از وضعیت گوش ام گفتم....دکتر:😳😳مگه نگفتی خوب شده،چرا دوباره؟؟من:سرفه ها صدمه زده به گوش ام ....اومد دستگاه رو از رو میز برداشت و گفت: دخترم ،سرت رو بچرخونید، کامل ،آهان....گذاشت و گوش چپم رو نگاه کرد....سری تکون داد و دستگاه رو خاموش کرد ...دیگه گوش راستمم ندید🥺🤕چرخید سمت رایانه و شروع کرد به نوشتن نسخه...دکتر: فشارخون کنترل شده داری دیگه؟؟من :آره🥺باز ادامه داد ،دکتر:یه سرم نوشتم یه چند تا آمپول میره داخلش ،یه آمپول ام میره واسه فردا،یه قطره برا گوشت نوشتم و دو قطره داخل گوشت میریزی من:دکتر🤕 ، فشار خونم رو چک می کنید؟دکتر:البته حتما...یکمم غر زدم که خس خس سینه دارم ،دکتر:از کی داری؟از کی اینجوری سرفه می کنی؟؟که گفتم :دو سه روزی هست ....
دکتر بلند شد از جاش و استتوسکوپ 🩺🩺رو کرد داخل گوشش ،دکتر:کاپشنت رو در بیار ،کاپشنم رو دراوردم ، دکتر از پشت کمرم ، شروع کرد به گذاشتن و بالا و پایین کردن گوشی🩺🩺 و گفت:نفس عمیق بکش و تکرار کن....
حدود یک دقیقه گوش کرد ،در نهایت دراورد و گذاشت رو میز و نشست پشت میز ،گفت :آستین ات رو بزن بالا ، میخوام چک کم برات ..گفتم:دکتر بالا نمیره آستین اش🤦♀️🤦♀️ دکتر:نازکه اشکال نداره ،ولش کن از رو آستین چک می کنم....
کاف دستگاه رو دور بازوم بست و با نبض گرفتن شروع کرد به چک کردن فشار خونم،
دکتر:فشارت ۱۱ و نیمه.... عالیه 😍😍🥰
کاف رو از دور بازوم دراورد
دکتر:عفونت شدید ریه داری دختر ....ریه پر عفونته پر....من میخوام قرص ...شروع کنم،تاحالا خوردی؟؟مشکلی که نداری؟؟من ،:خوردم ولی اذیت شده معده ام🥺🥺🥺دکتر:خیلی خب، برات قرص معده ام اضافه می کنم...
دکتر کد دارو رو داد دستم ، و یه برگه ی دیگه ، دکتر:میری نیم ساعت اکسیژن میگیری......من🥺🥺:،دکتر،توروخدا ،میشه نگیرم؟؟
دکتر:،🤔🤨🤨میتونم بپرسم چت میشه؟🤨من :،خب خوشم نمیاد،...دکتر:بهتره بزنی، کمک می کنه که سرفه ات کم بشه....من ،:آخه....دکتر:باشه نمیدم برگه رو برو دارو هات رو بگیر و بیا ....
رفتمدارو ها رو گرفتم ، بازم بردم به دکتر نشون دادم ، دکتر شروع کرد به توضیح دادن دارو ها....
یه لحظه حین توضیح دادن،سرم گیج رفت و داشتم پس می افتادم ....سریع دستم رو به دیوار گرفتم و نزدیک دیوار شدم
دکتر🥺:تو هنوز از اون روز سرگیجه داری؟؟میخوای یه mri از سرت بنویسم،بدی ببینی دلیل اش چیه....
من:خب میدونم دلیل اش مال کم خونیم هست 🤦♀️دکتر:کم خونی🤨😳😳؟؟قرص آهن میخوری؟؟من:،نه۰😑دکتر دادش در اومد:یعنی چی ،چه دلیلی داره که نمیخوری، باید روزانه بخوری ، بگو ببینم داری قرص آهن رو یا نه؟؟من🥺🥺 :بله...دکتر:خب خوبه،حتما میخوری اش بیشتر این مریضی هات مال کمبود ویتامین دی هست ،اونم مصرف می کنی ...🤨🤨😑
دارو ها رو هم مصرف می کنی ...برو دختر🤕
رفتمبیرون و قبض گرفتم و رفتم داخل ،
دراز شدم رو تخت ، پرستار هی دنبال رگگشت که آخر یکی دقیقا روی نبضم رگ گرفت و با آنژیوکت زرد رگم رو گرفت
آخرم گفت برو که دیگه نبینمت دختر بد رگ🥺🥺🥺عجبا😑🤦♀️اینم شانس ماعه...
اینم از ماجرای من با این ویروس 🤕🤕🥺😷
خیلی از خودتون مراقبت کنید که این ویروس لعنتی رو نگیرید
منتظر کامنت های زیباتون هستم👀🥰😍
دوستدار شما 🥰
آناهیتا🌋 دختر زمین🌍🌋