تبریک سال نو

پیشاپیش سال نو را به همه عزیزان تبریک عرض میکنم

ایشالا سالی پر از سلامتی و خوشی پیش رو داشته باشین

مطلب جالب از وبلاگ یه پزشک طرحی

آخرای شبه ،نگهبان در میزنه و بلند میگه : دکتر بدو . مریض اومده زبونش کنده شده ، حالش خوب نیست ....

مثل فنر از جام میپرم ، سریع مطالب گوش و حلق و بینی که تو اورژانس اینترنیم دیدم رو تو ذهنم سعی میکنم که به خاطر بیارم .... در حال دویدن ، میرسم به درمانگاه. میرم داخل . خوب همه زمین رو نگاه میکنم. هیچ خونی ریخته نشده. یه خانمی نشسته تو مطب . میگم : چی شده ؟

میگه : دکتر داشتم غذا می خوردم ، زبونمو گاز گرفتم .یه ذره درد میکنه .

بهش میگم : چرا به نگهبان گفتی که زبونت کنده شده ؟

یک دفعه گفت : حتما باید دروغ بگم که از اون خونت بیای بیرون ؟ باید کاری کنی که من گناه انجام بدم ؟ چیه خوشت میاد که زبونم کنده میشد ؟ حتما ....

خیلی آروم از جام پاشدم و از درمانگاه رفتم بیرون .... یه آقایی داشت ماشینشو پارک میکرد ، سریع پیاده شد ، گفت : دکتر حالش چطوره ؟

گفتم : من تا زبونش کنده نشه و به خونریزی نیفته ، نمیبینمش....

ترانه گفت :

من از آمپول از بچگی میترسم بخاطر ترسی که از بچگی مادرا به جونمون مینداختن میگفتن تکون بخورید تو پاتون گیر میکنه یا میشکنه!! وقتی میخوام آمپول بزنم کلی سوره میخونم و به معنای واقعی کلمه اشهدمو میخونم! یه بار که دیدم آمپول دو قسمت داره قسمت پلاستیکیش جدا شد و برا همین میترسم برم پیش آمپول زنا! یه بارم که یکیشون که عرب بود و دختر بدخلقی بود رو استخون پام زد آمپولو! و واقعا ترسم داره چون گاهی همین اشتباهات به قیمت جون یا معلول شدن کسی تموم میشه با سینوسهای حساس بنده اونم آخر سال چند روزیه که بدون آمپول جون سالم به در بردم تا حد 70 درصد ار سرماخوردگی شدیددددددددددد الانم از آمپول متنفر شدم


اینم یه جورشه

خاطره از نت
رفته بودم از مریض بخش شرح حال بگیرم.مریض کناری که یک خانوم بسیار مسنی هم بود برگشت بهم گفت بیا اینو (آنژیوکت) رو در بیار درد می کنه.خواستم بگم که...
در حالی که سرش رو تکون می داد بهم گفت.چیه؟ نکنه می ترسی در بیاری؟ نکنه می خوای بگی کار تو نیست؟ نکنه می خوای بگی بذار پرستار رو صدا کنم بری دیگه نیای؟ نکنه می خوای بگی توش سوزن نیست.اصلا نکنه می خوای بگی رگت خراب می شه؟ هان کدومشو می خوای بگی؟